کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه لخته-شدن | کلماتور
معانی کلمه : لخته شدن
تلفظ بین المللی :
/lˈaxteː ʃˈodan/
تلفظ :
[l'axte: S'odan]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
فرهنگستان زبان و ادب
کلمات مرتبط
لخت شدن
لخته
لخته زدا
لخته زدایی
لخته ساز
لخته سازی
لخته شدگی
لخته کردن
لخته کن
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
فرهنگستان زبان و ادب
فرهنگ فارسی
← لختهشدگی
( مصدر ) لخته شدن خون و جز آن . بستن آن انعقاد آن .
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
clog (فعل)بستن، مسدود کردن، کند کردن، لخته شدن، زیادی پر کردنclot (فعل)دلمه شدن، لخته شدنcoagulate (فعل)بستن، سفت شدن، لخته شدن، دلمه کردن، ماسیدن...
واژه نامه بختیاریکا
سره زِیدِن؛ کولاهستِن
فرهنگستان زبان و ادب
[شیمی] ← لخته شدگی
کلمات مرتبط
لخت شدن
لخته
لخته زدا
لخته زدایی
لخته ساز
لخته سازی
لخته شدگی
لخته کردن
لخته کن
نظرات