لتام. [ ] ( اِ ) جنگ ( ؟ ) مبارزه ( ؟ ) : به لتام آمده زنبیل و لتی خور [ د ] بلنگ لتره شد لشکر زنبیل و هبا گشت کنام.محمدبن وصیف سکزی ( از تاریخ سیستان ص 210 ). || ذم ( ؟ ) بدنامی ( ؟ ) : مدحت ازگفتار شاعر محمل صدق است و کذب صدق در حق کرام و کذب در حق ِ لآم شاعر آن درزیست داناکو به اندام کریم راست آردکسوت مدحت بمقراض کلام گر لئیمی پوشد آن کسوت بچشم اهل عقل هست بر پوشنده بی اندام و بر درزی لتام.سوزن...