Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : لبیشه

تلفظ بین المللی : /labˈiʃeː/ تلفظ :‌ [lab'iSe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • لبیش
  • لبیقه
  • لبینه
  • لویشه
  • لیشه
  • لباشه
  • سییو لیشه
  • لابیشه
  • لبیثه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

لبیشه. [ ل َ ش َ / ش ِ ] ( اِ ) لویشه.لبیش. لبیشن. لواشه. محنک. حِناک. زیار. زوار. اماله لباشه و آن حلقه ریسمان باشد که بر چوبی نصب کنند و لب بالای اسب بدنعل را در آن نهاده تاب دهند تا عاجز شود و حرکت ناپسندیده نکند. ( غیاث ) : لبت از هجو در لبیشه کشم که بدینسان بود تبسم خر.سوزنی.تبیره زن از خارش چرم خام لبیشه درافکند شب را به کام.نظامی.حنک الفرس ، لبیشه کرد اسب را.- امثال :لبیشه بر سر اسپان بدلگا...

فرهنگ فارسی

( اسم ) لباشن : لبت از هجو در لبیشه کشم که بدین سان بودتبسم خر. ( سوزنی لغ. )
لویشه . لبیشن

کلمات مرتبط

  • لبیش
  • لبیقه
  • لبینه
  • لویشه
  • لیشه
  • لباشه
  • سییو لیشه
  • لابیشه
  • لبیثه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات