Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : لبیش

تلفظ بین المللی : /lˈabiʃ/ تلفظ :‌ [l'abiS]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • لبیش ویلیج اورگن
  • لبیشه
  • لبیشن
  • سطح لَبی
  • شیار لبی ـ چانه ای
  • ایمرمان کارل لبرشت
  • لایش
  • لایشعر
  • لبی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

لبیش. [ ل َ ] ( اِ ) لواشه. حلقه ای باشد از ریسمان که بر لب اسبان و خران بدنعل گذارند و پیچند و نعل کنند. ( برهان ) ( آنندراج ).دهانگیر اسب بود. لبیشه. لویشه. لبیشن :
تو نبینی که اسب توسن را
بگه نعل برنهند لبیش.
عنصری.

فرهنگ عمید

تکۀ ریسمانی که بر سر چوب بسته شده و هنگام نعل کردن اسب لب او را در حلقۀ ریسمان می گذارند و می پیچند تا آرام بایستد: تو نبینی که اسب توسن را / به گه نعل برنهند لبیش (عنصری: ۳۳۷ ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) لباشن : تو نبینی که اسب توسن را بگه نعل بر نهند لبیش . ( عنصری لغ. )
لواشه . حلفه باشد از ریسمان که بر لب اسبان و خران بد نعل گذارند و پیچند و نعل کنند .

کلمات مرتبط

  • لبیش ویلیج اورگن
  • لبیشه
  • لبیشن
  • سطح لَبی
  • شیار لبی ـ چانه ای
  • ایمرمان کارل لبرشت
  • لایش
  • لایشعر
  • لبی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات