کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه لبود | کلماتور
معانی کلمه : لبود
تلفظ بین المللی :
/lˈobuːd/
تلفظ :
[l'obu:d]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
لبودی نجم الدین
ابن اللبودی
لبودی
ابن لبودی
لبودا
ابن لبودی ابوالعباس شهاب الدین احمد بن خلل لبودی
ذنب اللبوه
ذو اللبد
کشک لبو
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
لبود.
[ ل َ ] (ع اِ) کنه . (منتهی الارب ).
لبود.
[ ل ُ ] (ع اِ) ج ِ لِبد. (منتهی الارب ).
لبود. [ ل ُ ] (ع مص ) لبد. مقیم شدن بجائی و لازم گرفتن آن را. (منتهی الارب ). زمینگیر شدن . || چفسیدن به زمین . (منتهی الارب ). به زمین وادوسیدن . || بر سینه خفتن . (تاج المصادر). بر سینه فروخفتن مرغ . (زوزنی )....
فرهنگ فارسی
لبد . مقیم شدن و بجائی رفتن و لازم گرفتن آن را .
کلمات مرتبط
لبودی نجم الدین
ابن اللبودی
لبودی
ابن لبودی
لبودا
ابن لبودی ابوالعباس شهاب الدین احمد بن خلل لبودی
ذنب اللبوه
ذو اللبد
کشک لبو
نظرات