Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : لباس

تلفظ بین المللی : /lˈebɑs/ تلفظ :‌ [l'ebAs]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش اصفهانیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا
  • لباس برازنده
  • لباس دوز
  • لباس شو ی
  • لباس شویی
  • لباس ضدشتاب
  • لباس فروش
  • لباس فروشی
  • لباس چرک
  • لباس گردانیدن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش اصفهانیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

لباس . [ ل َب ْ با ] (ع ص ) مرد نیک نهان دارنده مکر و عیب را. || آمیزنده . || مرد بسیارلباس . (منتهی الارب ).

لباس. [ ل ِ ] ( ع اِ ) هرچه درپوشند. پوشیدنی. پوشاک. پوشش. بالاپوش. جامه. کِسوَت. ( منتهی الارب ). کَسوَة. بزّه. زی . قِشر. قبول. مِلبَس. لبس. لبوس. مَلبِس. ملبوس. گندگال. جفاجف. شور. شورة. شوار. شیار. شارة. مشرة. طحریة. طحرة. جامه ستبر و درشت. ( م...

فرهنگ عمید

پوشاک، تن پوش، جامه.

فرهنگ معین

(لِ ) [ ع . ] (اِ. ) پوشاک ، رخت ، جامه . ،~ بعد از عید کنایه از: چیز خوبی که چون دیرتر از وقت مناسب به دست آید دیگر به درد نخورد.

دانشنامه آزاد فارسی

رجوع شود به:پوشاک، تاریخ
wikijoo: لباس

فرهنگ فارسی

جامه، پوشاک، تن پوش، البسه جمع( اسم ) آنچه که برتن پوشند پوشاک پوشش جامه جمع : البسه : ... حق همسای. دل آنست که ... پاک داری و بلباس سنت و پیرای. حکمت آراسته کنی . یا لباس تقوی . ۱- جام. ستبر و درشت . ۲- ستر عورت . ۳- حیا شرم . ۴- ایمان . یا لباس جوع . گرسنگی . یا لباس راهب . جام. سیاه ( چه راهبان جام. سیاه می پوشیدند ) : لباس راهبان پوشیده روزم چو راهب زان بر آرم هر شب آوا . ( خاقانی . عبد .۲۴ ) ...

دانشنامه عمومی

چیزی که می پوشیم

لباس (فوتبال). لباس (انگلیسی: Kit) به پوششی می گویند که یک باشگاه فوتبال در هر بازی دارد.معمولاً لباس های فوتبالی برای هر باشگاه در هر فصل دو یا سه طرح هستند و لباس برای هر فصل متغیر است.این لباس ها شامل پیراهن ورزشی، شورت ورزشی و جوراب است.wiki: لباس (فوتبال)...

گویش اصفهانی

تکیه ای: lebâs
طاری: raxt / lebâs
طامه ای: lebâs
طرقی: raxt / löbâs
کشه ای: raxt / lebâs
نطنزی: raxt

مترادف و متضاد

پوشاک، پوشش، تن‌پوش، جامه، حله، دثار، رخت، زی، کسوت، ملبوس، ناری

thing (اسم)شیی ء، کار، اسباب، جامه، متاع، چیز، دارایی، لباس، شیءattire (اسم)ارایش، لباسrig (اسم)لوازم، اسباب، جامه، لباس، تجهیزات، وضع حاضر، دگل اراییclothing (اسم)لباس، ملبوس، پوشاکdress (اسم)لباسdressing (اسم)ارایش، لباس، مرهم، مخلفات، چاشنی، سس، مرهم گذاری وزخم بندیcostume (اسم)جامه، لباس، لباس محلیgarb (اسم)لباس، طرز، کسوت،...

دانشنامه اسلامی

[ویکی اهل البیت] چیز پوشیدنی ، پوشاک ، پوشش ، جامه ، کِسوة، را گویند و جمع آن البسةاست .وهو الذی سخّر البحر لتأکلوا منه لحما طریّا و تستخرجوا منه حلیة تلبسونها؛ . وعلّمناه صنعة لبوس لکم لتحصنکم من باسکم؛ یا بنی آدم قد انزلنا علیکم لباسا یواری سوآتکم وریشا و لباس التقوی ذلک خیر ذلک من آیات الله لعلّهم یذّکّرون ؛ ای فرزندان آدم ما لباسی را که زشتیهاتان را بپوشاند وجامه های زیبا و نرم برای شما فرستاد...

فرهنگ فارسی ساره

پوشاک، جامه، تن پوش، رخت

واژه نامه بختیاریکا

پوشن

کلمات مرتبط

  • لباس برازنده
  • لباس دوز
  • لباس شو ی
  • لباس شویی
  • لباس ضدشتاب
  • لباس فروش
  • لباس فروشی
  • لباس چرک
  • لباس گردانیدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات