Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : لایه

تلفظ بین المللی : /lˈɑje/ تلفظ :‌ [l'Aje]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • لایه 1
  • لایه 2
  • لایه 3
  • لایه 4
  • لایه ای
  • لایه بردار
  • لایه برداری
  • لایه بندی 1
  • لایه بندی 2
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

لایه . [ ی َ / ی ِ ] (اِ) مرادف لای است . (آنندراج ). رده ٔ دیوار و تای جامه و کاغذ و در عرف آن را ته گویند. (غیاث ) (فرهنگستان این لغت را بجای طبقه پذیرفته است ) . لایه های خاک جنگل عبارتند از: پوشش مرده که از مواد آلی ساخته شده ولاشبرگ و خاک گیاهی و خاک معدنی و خاره . این لایه ها با یکدیگر پیوستگی دارند. (جنگل شناسی ساعی ج 1 ص 87)....

فرهنگ عمید

۱. آنچه لای چیزی بگذارند.
۲. پارچه ای که لای رویه و آستر لباس بدوزند.
۳. (زمین شناسی ) طبقۀ زمین.

فرهنگ معین

(یِ ) طبقه ، طبقة زمین .

دانشنامه آزاد فارسی

لائه (Lae)
دریابندر و مرکز سابق گینۀ نو (پاپوآ گینۀ نو کنونی)، سرزمین تحت قیمومت استرالیا. در خلیج هیوئن، به فاصله ۳۲۰کیلومتری شمال پورت مورزبی قرار دارد. جمعیت آن ۱۱۲,۴۰۰ نفر است (۲۰۰۱).
wikijoo: لایه

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان عمارلو بخش رودبار شهرستان رشت ( گیلان ) در ۳ کیلومتری پل انبود کوهستانی و معتدل مرطوب ۱۸٠٠ تن سکنه .
آنچه که لای چیزی بگ ارند، پارچه رویه و آسترلباس
( اسم ) ۱- هر چنه از دیوار رده . ۲- طبق. زمین .
نام دهی جزئ بلوک فاریاب دهستان عمار لو بخش رودبار شهرستان رشت .

دانشنامه عمومی

لایه ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:لایه زاییلایه پیوندلایه (گلستان)لایه فیزیکیلایه حمللایه شبکهلایه اینترنتلایه الکترونیلایه شاخیلایه سطحیلایه مرزیwiki: رودخانه در فرانسه و بلژیک است که ریزابه یا شاخهٔ رودخانهٔ رود شلده است. منشأ آن در پا-دو-کاله فرانسه است و به رودخانه شلده در گنت بلژیک می ریزد. در مجموع طول آن ۲۰۲ کیلومتر (۱۲۶ مایل) است.رود شلدهwiki: لایه (رود) لایه (رودبار). لا...

گویش مازنی

نوبت

/laaye/ نوبت

فرهنگ اسم ها

اسم: لایه (دختر) (فارسی) (تلفظ: laye) (فارسی: لایه) (انگلیسی: laye)
معنی: نام زنی در رمان باغ بلور، پوشش

مترادف و متضاد

نوبت

بستر، بنلاد

پرده، پوست، طبقه، غطا، قشر، لا، ورقه

۱. بستر، بنلاد
۲. پرده، پوست، طبقه، غطا، قشر، لا، ورقه

stratum (اسم)چینه، پایه، طبقه، قشر، رتبه، لایه، طبقه نسج سلولیleaf (اسم)لنگه، دندانه، ورق، برگ، صفحه، ورقه، لایهriband (اسم)نوار، روبان، لایه، نوار تزئینیstrand (اسم)مجرا، ساحل، کنار دریا، کرانه، رشته، مجرای سیم، بندرگاه، لا، لایه، کنار رودlamella (اسم)برگ، صفح...

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] لآیه. ریشه کلمه:
اوی (۴۱۸ بار)
ائی (۳۸۲ بار)
ایی (۶۲۸ بار)
ل (۳۸۴۲ بار)
wikialkb: لَآیَة

واژه نامه بختیاریکا

تا؛ لا؛ لو؛ تُووِه؛ تو؛ قات؛ مَرت

فرهنگستان زبان و ادب

{bed} [زمین شناسی] کوچک ترین واحد در سنگ های رسوبی چینه ای{layer , level , strata} [باستان شناسی] بخشی متشکل از چند رگه در لایه نگاری که از لایۀ بالاتر و پایین تر خود متمایز است{ply, tyre ply, carcass ply} [مهندسی بسپار- تایر] مجموعه ای از رسن های (cords ) نخی یا فولادی موازی و اندود شده با لاستیک که استخوان بندی تایر را می سازند{stratum} [جامعه شناسی] لایه ای از افراد جامعه که جایگاه فرهنگی و اقت...

کلمات مرتبط

  • لایه 1
  • لایه 2
  • لایه 3
  • لایه 4
  • لایه ای
  • لایه بردار
  • لایه برداری
  • لایه بندی 1
  • لایه بندی 2
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات