معانی کلمه : لاک پشت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
حیوانی خزنده، تخمگذار، و علفخوار که بدنش در یک پوشش استخوانی قرار دارد و فقط سر، دستها، پاها، و دمش از آن بیرون است و هرگاه احساس خطر کند دستوپای خود را به داخل آن میکشد و پنهان میشود؛ سنگپشت؛ خشکپشت؛ کاسهپشت؛ کشف؛ کشتوک؛ کشو؛ باخه.
〈 لاکپشت دریایی: (زیستشناسی) یک قسم لاکپشت گوشتخوار که در دریا زندگی میکند.
فرهنگ معین
(کْ پُ ) (اِ. ) سنگ پشت ، جانوری از ردة خزندگان که سردستة خاصی به نام خود وی (لاک پشت ) در این رده می باشد. صفت مشخص این خزنده وجود و نمو بسیار غلاف یا لاک است که برای حفاظت اعضا به کار می رود و دارای بخش پشتی و شکمی است و برحسب محیط زیستی به چهار دسته تقس
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
لاک پشت
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
/laak pesht/ لاک پشت
مترادف و متضاد
سنگپشت، کاسهپشت، لاخه
واژه نامه بختیاریکا
کاسه پُشت
