کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه لانه-کردن | کلماتور
معانی کلمه : لانه کردن
تلفظ بین المللی :
/lˈɑneː kˈardan/
تلفظ :
[l'Ane: k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
از لانه بیرون کردن
از سوراخ یا لانه بیرون کردن
زبان لابه کردن
لاشه کردن
لاله فشان کردن
لاوه کردن
لاپه کردن
لابه کردن
در لا نه کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
لانه کردن. [ ن َ / ن ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) آشیان گرفتن. جای ساختن. منزل گزیدن. مسکن گرفتن :
شنیدم که مردی غم خانه خورد
که زنبور بر سقف آن لانه کرد.
سعدی.
خود گلشن بخت است این یارب چه درخت است این
صد بلبل مست اینجا هر لحظه کند لانه.
مولوی.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) لانه ساختن آشیان گرفتن مسکن گزیدن .
آشیان گرفتن جای ساختن
مترادف و متضاد
kennel
(فعل)
در لانه قرار دادن، در لانه سگ زیستن، در لانه زیستن، لانه کردن
nestle
(فعل)
لانه کردن، اشیان گرفتن، در اغوش کسی خوابیدن، اسودن
کلمات مرتبط
از لانه بیرون کردن
از سوراخ یا لانه بیرون کردن
زبان لابه کردن
لاشه کردن
لاله فشان کردن
لاوه کردن
لاپه کردن
لابه کردن
در لا نه کردن
نظرات