لامک . [ م َ ](اِ) لامه . چارگزی را گویند که بر بالای دستار بندند و آن در هند بیشتر متعارف است . (برهان ) : پیچیده یکی لامک میرانه به سر بر بربسته یکی گزلک ترکانه کمر بر.
سوزنی .
لامک . [ م َ ] (اِخ ) لمک . نام پدر نوح علیه السلام . (منتهی الارب ). لامخ . نام پسر متوشلخ بن اخنوخ بن ادریس بن ماردبن مه...
فرهنگ عمید
لامه#NAME?
= لامه
فرهنگ معین
(مَ ) (اِ. ) پارچه ای که آن را روی دستار می بندند.
پسر متو شالح و پدر نوح پیامبر نوشته اند و وی ۷۷۷ سال زندگانی کرده . و پنج سال قبل از طوفان نوح در گذشته ( سفر پیدایش ۳۱ - ۲۵ :۵ اول تواریخ ۳ :۱ لوقا ۳۶ :۳ قاموس کتاب مقدس ) : [ باد امرش چو امر روح ملک باد عمرش چو عمر نوح لمک ] ( سنائی ) .( اسم ) پارچه ای چهار ذرعی ( چارگزی ) که بر بالای دستار بندند ( بیشتر در هند ) : پیچیده یکی لامک میرانه بسربر بر بسته یکی گز لک تر کانه کمر بر . ( سوزنی لغ. )لمک ...