کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : لاحی
تلفظ بین المللی :
/lˈɑhi/
تلفظ :
[l'Ahi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
مؤسسه ال البیت علیهم السلام لاحیاء التراث
مؤسسه ال البیت لاحیاء التراث
التهاب لابیرنت
الجامع لاحکام القران
زاج لاری
انجمن همگرایی امریکای لاتین
شاه باقر لاری
صحبت لاری
عماد لاری
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
لاحی. ( ع ص ) نعت فاعلی از لحی بمعانی پوست از درخت باز کردن و نکوهیدن کسی را. ( از منتهی الارب ). پوست کن. پوست باز کننده.
فرهنگ فارسی
نعمت فاعلی از لحی بمعانی پوست از درخت باز کردن و نکوهیدن کسی را
کلمات مرتبط
مؤسسه ال البیت علیهم السلام لاحیاء التراث
مؤسسه ال البیت لاحیاء التراث
التهاب لابیرنت
الجامع لاحکام القران
زاج لاری
انجمن همگرایی امریکای لاتین
شاه باقر لاری
صحبت لاری
عماد لاری
نظرات