معانی کلمه : لاتین
لغت نامه دهخدا
لاتین. ( اِخ ) لاطین. لاتن.
فرهنگ عمید
۱. از شاخه های زبان های هند و اروپایی که تا قرون اخیر زبان علمی و کلیسایی در کشورهای اروپای غربی بود.
۲. الفبای این زبان که از الفبای یونانی باختری گرفته شده و بعدها اساس و بنیان الفباهای اروپای غربی قرار گرفت.
۳. (صفت ) ویژگی آنچه از زبان و فرهنگ روم باستان گرفته شده است.
۲. الفبای این زبان که از الفبای یونانی باختری گرفته شده و بعدها اساس و بنیان الفباهای اروپای غربی قرار گرفت.
۳. (صفت ) ویژگی آنچه از زبان و فرهنگ روم باستان گرفته شده است.
فرهنگ معین
(اِ. ) از زبان های هند و اروپایی ، زبان باستانی مردم ایتالیا.
فرهنگ فارسی
۱- قوم - لاتین ها مردم ساکن [ لاسیوم ] و شامل قبایل گوناگون بودند همه بیک زبان سخن میگفتند و عادات و رسوم یکسانی داشتند . آنها مدتها و مکرر با رومیان جنگیدند تا در سال ۳۳۹ م . ق . فرمانبردار آنها شدند . رومیان آنها را در بخشهای گوناگون روم پراکندند ولی مذهب و عادات اشرافی آنها را فرا گرفتند . ۲ - زبان ۳ - ( الفبا خط ) لاتینی .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
latin (صفت)
لاتین
roman (صفت)
لاتین، رومی، اهل روم
