Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : قیچی

تلفظ بین المللی : /q1ˈejtʃi/ تلفظ :‌ [q1'ejtSi]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • قیچی باغبانی
  • قیچی در
  • قیچی زدن
  • قیچی هَرَس
  • قیچی کردن
  • قیچی اهن بری
  • قیچی شده
  • قیچی کننده
  • قیچی هرس
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

قیچی. [ ق َ / ق ِ ] ( ترکی ، اِ ) قیچا. آلتی که بوسیله آن پارچه ، کاغذ و اشیای دیگر را برند. ( فرهنگ فارسی معین ). مقراض. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). مقص. کازود. دوکارد : حکیم سوزنی آن تیز قیچی فطرت که بوده ابره هزلش همیشه آسترم اگرچه در فن هزل از عبید افزون بودولی ز هر دو به ادراک من زیاده ترم.ملا فوقی یزدی ( از آنندراج ).بعضی اصل این کلمه را قی چین ( آلتی که قی شمع را می چیند ) پنداشته اند،ولی...

فرهنگ عمید

وسیله‌ای با دو تیغۀ دسته‌دار برای بریدن کاغذ، پارچه، و مانند آن.
⟨ قیچی زدن (کردن): (مصدر متعدی) چیزی را با قیچی برش دادن.

وسیله ای با دو تیغۀ دسته دار برای بریدن کاغذ، پارچه، و مانند آن.
* قیچی زدن (کردن ): (مصدر متعدی ) چیزی را با قیچی برش دادن.

فرهنگ معین

(قِ ) [ تر. ] (اِ. ) ابزاری که به وسیلة آن پارچه ، کاغذ و اشیاء دیگر را می برند و دارای دو شاخة برنده است که از وسط به یکدیگر وصل شده اند، مقراض .

فرهنگ فارسی

نوعی وسیلۀ برش بزرگ که گاه شبیه به قیچی معمولی است و برای بریدن ورق‌های بزرگ فلزی یا ریخته‌پیرایی قطعات ریختگی به کار می‌رود

ماخوذازترکی، مقراض، آلتی که با آن کاغذوپارچه یاچیزدیگربریده شود( اسم ) آلتی که به وسیله آن پارچه کاغذ و اشیائ دیگر را برند مقراض : حکیم سوزنی آن تیز قیچی فطرت که بوده ابره هزلش همیشه آسترم ... توضیح بعضی اصل این کلمه را قی چین ( آلتی که قی شمع را می چینند ) پنداشته اند...

دانشنامه عمومی

قِیچی ابزاری است که به وسیله آن پارچه، کاغذ، مو و اشیاء دیگر را می برند و دارای دو شاخه بُرنده است که از وسط به یکدیگر وصل شده اند،قیچی معمولاً ابزاری آهنین و مرکب از دو تیغه برنده که به واسطه میخ یا پیچی آن دوتیغه روی هم قرار می گیرند و هر چیز جامدی را به کمک آن می برند.قیچی های خانگی: این نوع قیچی ها تیغه هایی با طول کوچک تر از ۱۵ سانتیمتر دارند و دسته های آن ها نیز همین اندازه است و جاانگشتی ها...

مترادف و متضاد

tweezers (اسم)
خارچینه، قیچی، موچین

scissors (اسم)
قطع، قطع کننده، قیچی، مقراض، چیز برنده

snips (اسم)
قیچی، قیچی اهن بری

فرهنگ فارسی ساره

برشگر

واژه نامه بختیاریکا

چَهرِه
شرنا

فرهنگستان زبان و ادب

{shears} [مهندسی مواد و متالورژی] نوعی وسیلۀ برش بزرگ که گاه شبیه به قیچی معمولی است و برای بریدن ورق های بزرگ فلزی یا ریخته پیرایی قطعات ریختگی به کار می رود

کلمات مرتبط

  • قیچی باغبانی
  • قیچی در
  • قیچی زدن
  • قیچی هَرَس
  • قیچی کردن
  • قیچی اهن بری
  • قیچی شده
  • قیچی کننده
  • قیچی هرس
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات