معانی کلمه : قیصر
لغت نامه دهخدا
قیصر. [ ق َ ص َ ] (معرب ، اِ) بر وزن حیدر، فرزندی باشد که مادرش پیش از آنکه او را بزاید بمیرد و شکم مادر را بشکافند و آن فرزند را بیرون آورند و چون اول پادشاهان قیاصره که اغسطوس نام داشت اینچنین بوجود آمد بنابراین بدین اسم موسوم گشت . (برهان ).
فرهنگ عمید
لقب پادشاهان روم.
فرهنگ معین
(قَ یا ق صَ ) [ معر - یو. ] (اِ. ) لقب پادشاهان روم . ج . قیاصره .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
کیسر، کی سر.
نقل قول
قیصر (فیلم). قیصر نام فیلمی ایرانی ساختهٔ مسعود کیمیایی، محصول سال ۱۳۴۸ است.
•
•
wikiquote: قیصر_(فیلم)
فرهنگ اسم ها
اسم: قیصر (پسر) (لاتین) (تلفظ: gheysar) (فارسی: قِیصَر) (انگلیسی: gheysar)
معنی: لقب پادشاهان روم و بعضی از کشورهای اروپایی، معرب ار لاتین
معنی: لقب پادشاهان روم و بعضی از کشورهای اروپایی، معرب ار لاتین
مترادف و متضاد
امپراطور، کسرا
