معانی کلمه : قیامت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. برانگیخته شدن پس از مرگ.
۲. (اسم) [مجاز] رستاخیز.
۳. (اسم) هفتادوپنجمین سورۀ قرآن کریم، مکی، دارای ۴۰ آیه؛ لااقسم.
۴. (صفت) [عامیانه، مجاز] شلوغ.
〈 قیامت کردن: (مصدر لازم) [عامیانه، مجاز] شور و غوغا کردن؛ هنگامه برپا کردن.
فرهنگ معین
(مَ ) [ ع . قیامة ] (اِ. ) ۱ - روز رستاخیز. ۲ - آشوب و فتنه .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
روز واپسین
/ghiyaamet/ روز واپسین
مترادف و متضاد
آخرالزمان، آخرت، حشر، رستاخیز، سرایدیگر، عقبی، غاشیه، قارعه، محشر، معاد ≠ دنیا
دانشنامه اسلامی
فرهنگ فارسی ساره
رستاخیز، روز بازپسین
واژه نامه بختیاریکا
قیِهمَت
