معانی کلمه : قیافه شناس
لغت نامه دهخدا
قیافه شناس. [ ف َ / ف ِ ش ِ] ( نف مرکب ) آنکه از ظواهر به بواطن پی برد. آنکه از صورت به سیرت راه یابد. رجوع به قیافه شناسی شود.
فرهنگ عمید
کسی که از مشاهدۀ صورت پی به سیرت مردم می برد.
فرهنگ فارسی
( صفت ) فراست شناس .
