Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : قیافه شناس

تلفظ بین المللی : /q1iˈɑfeːʃˌenɑs/ تلفظ :‌ [q1i'Afe:S,enAs]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • قیافه شناسی
  • وابسته به قیافه شناسی
  • باستان شناسی قاره های امریکا
  • قیافه
  • قیافه گرفتن
  • قیافه خشک و بی روح
  • قیافه خشک و بی روح داشتن
  • قیافه ظاهری بخود دادن
  • قیافه گرفته و خشک
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

قیافه شناس. [ ف َ / ف ِ ش ِ] ( نف مرکب ) آنکه از ظواهر به بواطن پی برد. آنکه از صورت به سیرت راه یابد. رجوع به قیافه شناسی شود.

فرهنگ عمید

کسی که از مشاهدۀ صورت پی به سیرت مردم می برد.

فرهنگ فارسی

( صفت ) فراست شناس .

کلمات مرتبط

  • قیافه شناسی
  • وابسته به قیافه شناسی
  • باستان شناسی قاره های امریکا
  • قیافه
  • قیافه گرفتن
  • قیافه خشک و بی روح
  • قیافه خشک و بی روح داشتن
  • قیافه ظاهری بخود دادن
  • قیافه گرفته و خشک
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات