معانی کلمه : قویسه
لغت نامه دهخدا
قویسة. [ ق ُ وَ س َ ] (ع اِ مصغر) مصغر قوس . (اقرب الموارد). رجوع به قوس شود. || مریم گلی کوهی را گویند که یکی از گونه های مریم گلی است . (فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ فارسی
( اسم ) مریم گلی کوهی را گوید که یکی از گونه های مریم گلی است .
