معانی کلمه : قوچ کندی
لغت نامه دهخدا
قوچ کندی . [ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان گچلرات بخش پلدشت شهرستان ماکو، سکنه ٔ آن 97 تن . آب آن از چشمه . محصول آن غلات و پنبه . شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان آنجا جاجیم بافی است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).
فرهنگ فارسی
دهی از دهستان آجرلو بخش مرکزی شهرستان مراغه .
