Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : قوم

تلفظ بین المللی : /q1ˈoːm/ تلفظ :‌ [q1'o:m]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا
  • قوم موسیقی شناختی
  • قوم موسیقی شناس
  • قوم موسیقی شناسی
  • قوم اسرائیل
  • قوم صرب از نژاد اسلاو
  • قوم مدار
  • قوم و خویش
  • قوم و خویش سببی
  • قوم و خویشان
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

قوم . (اِ) دسته . آهنگی است در موسیقی . رجوع به آهنگ شود.

قوم . [ ق ُوْ وَ ] (ع ص ، اِ) ج ِ قائم . (منتهی الارب ). رجوع به قائم شود.

قوم . [ ق َ ] (ع مص ) به همه ٔ معانی رجوع به قیام (مص ) شود. || (اِمص ) اقامت . (از اقرب الموارد).

قوم . (ع اِمص )اقامت . قَوم . (اقرب الموار...

فرهنگ عمید

۱. گروهی از مردم با ویژگی های مشترک زبانی، تاریخی، و نژادی.
۲. خویشاوندان.
۳. [قدیمی] همسر، زن.

فرهنگ معین

[ ع . ] (اِ.) 1 - زین پوش . 2 - نیی که میان آن کاواک نباشد.

(قُ) [ ع . ] (اِ.) 1 - گروه مردم . 2 - خویشاوندان . ج . اقوام .

[ ع . ] (اِ. ) ۱ - زین پوش . ۲ - نیی که میان آن کاواک نباشد.
(قُ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - گروه مردم . ۲ - خویشاوندان . ج . اقوام .

فرهنگ فارسی

گروه مردم، جماعتی ازمردم، خویشاوندان
۱ - زین پوش ۲ - نیی که میان آن کاواک نباشد .
دسته آهنگی است در موسیقی

مترادف و متضاد

خلق، ملت

اعقاب، بازمانده، تیره، خویش، خویشاوند، دودمان، طایفه، قریب، کس، منسوب، نزدیک، وابسته

۱. اعقاب، بازمانده، تیره، خویش، خویشاوند، دودمان، طایفه، قریب، کس، منسوب، نزدیک، وابسته
۲. خلق، ملت

race (اسم)گردش، دور، تبار، طبقه، نژاد، دوران، طایفه، مسابقه، نسل، قومpeople (اسم)جمعیت، مردم، طایفه، خلق، ملت، قوم، مردمانnation (اسم)طایفه، کشور، خلق، ملت، امت، قوم...

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی قَوْمِ: قوم من (در عبارت "یَا قَوْمِ "مخفف قومی )معنی قَوْمٍ: جماعت (کلمه قوم در اصل به معنای جماعتی از مردان است و به همین جهت در عبارت " لا یسخر قوم من قوم و لا نساء من نساء "حکم مسخره نکردن را برای زنان جداگانه مطرح کرده است ولی در قرآن کریم جماعت اعم از زن و مرد را شامل است )معنی قَوْمَنَا: قوم مامعنی قَوْمُهُمَا: قوم آن دومعنی قَوْمِی: قوم منمعنی أَرَهْطِی: آیا قوم وعشیره ا...

فرهنگ فارسی ساره

تیره

واژه نامه بختیاریکا

قُم

کلمات مرتبط

  • قوم موسیقی شناختی
  • قوم موسیقی شناس
  • قوم موسیقی شناسی
  • قوم اسرائیل
  • قوم صرب از نژاد اسلاو
  • قوم مدار
  • قوم و خویش
  • قوم و خویش سببی
  • قوم و خویشان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات