قوش . (معرب ، ص ) معرب کوچک . (المعرب جوالیقی ص 256، 257) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء): رجل قوش ؛ ای صغیرالجثة. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).
قوش . (ترکی ، اِ) مرغی است شکاری . (ناظم الاطباء). هر پرنده ٔ شکاری . (فرهنگ نظام ). و در لغات ترکی نوشته قوش بضم قاف و واو معدوله...
فرهنگ عمید
پرنده ای شکاری با نوک خمیده، پنجه های قوی، و پرهای بلند، باشه.
فرهنگ معین
[ تر. ] (اِ. ) از مرغ های شکاری دارای نوک خمیده و محکم و پنجه های قوی .
دانشنامه آزاد فارسی
قوش (falcon)هر یک از پرندگان شکاری، متعلق به جنس Falco، خانوادۀ بازیان، راستۀ شاهین سانان. قوش ها کوچک ترین قرقی هایند و اندازۀ آن ها از پانزده تا ۶۰ سانتی متر متغیر است. منقاری کوتاه و خیمده، با یک دندان در آرواره دارند. بال های این پرندگان بلند و نوک تیز، و پنجه هایشان کشیده است. قوش ها در نقاط مرتفع آشیانه می سازند و طعمۀ خود را حین پرواز، و بر اثر ضربۀ حاصل از فرود با سرعت زیاد می کشند. قوش مع...
فرهنگ فارسی
قرقی، باشه، پرندهای شکاری بانوک خمیده وپنجه قوی معرب کوچک
دانشنامه عمومی
قوش به گروهی از پرندگان شکاری گفته می شود. این واژه تعریف دقیقی ندارد و ممکن است به هر پرندهٔ شکاری گفته شود، اما معمولأ به گونه های کوچکتر خانوادهٔ Accipitridae (عقابیان یا قوشیان) به ویژه زیرخانوادهٔ Accipitrinae یا در اصطلاح بازداری سنتی شکاریان زردچشم اشاره دارد. گونه های بزرگتر این خانواده را عقاب، کرکس، سنقر، کورکور و سارگپه می نامند.قوش ها شکارچیانی توانمند و چابک هستند که در شکار پرندگان، ...