کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه قوز-کرده | کلماتور
معنی کلمه : قوز کرده
تلفظ بین المللی :
/q1ˈuːz kˈardeː/
تلفظ :
[q1'u:z k'aRde:]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
بالا پریدن و قوز کردن
قوز کردن
قوت کردن
بی قوت کردن
بی نیرو و قوت کردن
بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
شایسته نقل قول کردن
قوی کردن
نقل قول کردن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
fubsy
(صفت)
گوشتالو، چاق و چله، کوتاه و کلفت، قوز کرده
کلمات مرتبط
بالا پریدن و قوز کردن
قوز کردن
قوت کردن
بی قوت کردن
بی نیرو و قوت کردن
بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
شایسته نقل قول کردن
قوی کردن
نقل قول کردن
نظرات