کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه قورت-دادن | کلماتور
معانی کلمه : قورت دادن
تلفظ بین المللی :
/q1ˈurt dˈɑdan/
تلفظ :
[q1'uRt d'Adan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
حریصانه قورت دادن
بلندگو قورت دادن
دوباره قوت قلب دادن
قدرت دادن
قدرت و زندگی تازه دادن
قوت دادن
قوت قلب دادن
بلندگو قورت داده
قوت قلب دادن به خود
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
لغت نامه دهخدا
قورت دادن. [ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول ، فروبردن. بلعیدن. رجوع به قورت شود.
فرهنگ معین
(دَ ) (مص م . )بلعیدن .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) بلعیدن بلع کردن ٠ یا قورت دادن آب دهان ٠ فرو بردن بزاق ٠
در تداول فرو بردن بلعیدن
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
engulf (فعل)فرا گرفتن، قورت دادن، غرق کردن در، توی چیزی فرو بردنfeed (فعل)جلو بردن، طعمه کردن، خوراک دادن، پروردن، سیر کردن، خوردن، خوراندن، قورت دادن، غذا دادن، چراندن، تغذیه کردن، خواربار تامین کردنgobble (فعل)حریصانه خوردن، قورت دادن، صدای بوقلمون در اوردنgulp (فعل)فرو بردن، قورت دادنpoop (فعل)تمام شدن، قورت دادن، گوزیدن، تفنگ در کردن، صدای بوق ایجاد کردن، باعقب کشتی تصادم کردن، از نفس افتادن، ...
واژه نامه بختیاریکا
قیتینیدِن؛ مِلاسنیدِن؛ مِلازنیدِن؛ وراسنیدن؛ ور ملازنیدِن
کلمات مرتبط
حریصانه قورت دادن
بلندگو قورت دادن
دوباره قوت قلب دادن
قدرت دادن
قدرت و زندگی تازه دادن
قوت دادن
قوت قلب دادن
بلندگو قورت داده
قوت قلب دادن به خود
نظرات