Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : قوبه

تلفظ بین المللی : /q1ˈuːbeː/ تلفظ :‌ [q1'u:be:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی
  • ذو قوه
  • ذوی القربه
  • زبد القصبه
  • زن قحبه
  • علق القربه
  • فرغ القبه
  • قبه
  • قبه الارض
  • قبه الاسلام
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

قوبة. [ ق ُ وَ ب َ ] (ع ص ) مقیم و خانه نشین . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ). گویند: فلان ملی ٔ قوبة؛ ای ثابت الدار مقیم و این را درباره ٔ کسی گویند که از منزل بیرون نرود. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ). || زن موی سترده . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). || (اِ) بیماری قوباء. (اقرب الموارد). رجوع به قوباء شود.

( قوبة ) قوبة. [ ق...

فرهنگ فارسی

مقیم و خانه نشین یا زن موی سترده .

دانشنامه عمومی

قوبه، روستایی است از توابع بخش لاجان و در شهرستان پیرانشهر استان آذربایجان غربی ایران.
این روستا در دهستان لاهیجان غربی قرار داشته و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۲۶۱ نفر (۳۸ خانوار)بوده است.
wiki: قوبه

کلمات مرتبط

  • ذو قوه
  • ذوی القربه
  • زبد القصبه
  • زن قحبه
  • علق القربه
  • فرغ القبه
  • قبه
  • قبه الارض
  • قبه الاسلام
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات