قوام الدین . [ ق َ مُدْ دی ] (اِخ ) لقب بهاءالدوله ، ابونصربن عضدالدوله بن رکن الدوله بن بویه . رجوع به تاریخ گزیده چ لندن ص 430 و بهاءالدوله شود.
قوام الدین . [ ق َ مُدْ دی ] (اِخ ) عبداﷲ. از قرای معروف و استاد خواجه حافظ شیرازی است . شاه شجاع نیز به مجلس درس مولانا قوام الدین حاضر میشد. (از سعدی تا جامی تألیف اد...
فرهنگ فارسی
شیرازی محمد از خوشنویسان نستعلیق در دوره شاه طهماسب اول صفوی ( ۹۸۴ - ۹۳٠ ه . ق ) . کلیات عبید زاکانی بخط این کاتب در تصرف محسن امین ( امین الدوله ) بود که تاریخ کتابت آن ۵۹۵ ه ق است . ( قزوینی . یادادشتها ۲۸۶ : ۳ ) محمد صاحب عیار وزیر شاه شجاع بود و بسال ۷۶۴ ق بامر پادشاه مزبور کشته شد .
دانشنامه عمومی
قوام یعنی استوار پایه دار ، ستون دین معنی می دهد ،
قوام الدین عثمانی یک ورزشکار خوبی کاراته کشور عزیز ما افغانستان بود ، مکتب ابتدایی را تا صنف سوم در ایران خوانده و بعد در ولایت فراه شامل مکتب قسم دوم ابونصر فراهی گردید تا صنف ششم در مکتب یاد شده به درس خود ادامه داد و بعداً به لیسه ابونصر فراهی شامل گردید بعد از فراغت به پوهنتون بلخ راه یایفت و در سال 1389 از پوهنځی زراعت پوهنتون بلخ فارغ التحص...
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: qavāmoddin) (عربی) موجب استواری و استحکام دین ؛ (در اعلام) نام چند تن اشخاص در تاریخ .
اسم: قوام الدین (پسر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: qavāmoddin) (فارسی: قَوامالدين) (انگلیسی: ghavamoddin) معنی: آن که موجب استواری و استحکام دین است، موجب استواری و استحکام دین، ( اَعلام ) نام چند تن اشخاص در تاریخ