معانی کلمه : قوادی
لغت نامه دهخدا
قوادی .[ ق َ ] (ع اِ) ج ِ قادیة، بمعنی گروه اندک . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). رجوع به قادیة شود.
فرهنگ عمید
عمل قَوّاد.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
جمع قادیه بمعنی گروه اندک
مترادف و متضاد
جاکشی، دیوثی، قلتبانی، لحافکشی
