معانی کلمه : قنفذ
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
جوجهتیغی#NAME?
= جوجه تیغی
فرهنگ معین
(قُ فُ ) [ ع . ] (اِ. ) خارپشت . ج . قنافذ.
فرهنگ فارسی
خارپشت، جوجه تیغی، سیخول
( اسم ) خارپشت جمع : قنافذ : که خنوسش چون خنوس قنفذست چون سرقنفذ ورا آمد شدست . یا قنفذ جبلی . تشی را گویند که به نام خار پشت جبلی و دلدل نیز موسوم است .
( اسم ) خارپشت جمع : قنافذ : که خنوسش چون خنوس قنفذست چون سرقنفذ ورا آمد شدست . یا قنفذ جبلی . تشی را گویند که به نام خار پشت جبلی و دلدل نیز موسوم است .
