Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : قنابل

تلفظ بین المللی : /q1anˈɑbal/ تلفظ :‌ [q1an'Abal]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید
  • زمین قابل کشت
  • شیب قابل عبور
  • علامت سوت قابل حمل
  • قابل
  • قابل اتساع
  • قابل احتراق
  • قابل ارتجاع
  • قابل استیناف
  • قابل اطمینان
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید

لغت نامه دهخدا

قنابل . [ ق ُ ب ِ ] (ع ص ) مرد درشت . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). || (اِخ ) خری است . (منتهی الارب ). اسم حمار. (اقرب الموارد).

قنابل . [ ق َ ب ِ ] (ع اِ) ج ِ قَنبَل . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به قنبل شود. || ج ِ قَنبَلة. رجوع به قنبل و قنبلة شود. || ج ِ قُنبُلَة. (اقرب الموارد). رجوع به قنبلة شود.

قن...

فرهنگ عمید

گروه هایی از مردم.

کلمات مرتبط

  • زمین قابل کشت
  • شیب قابل عبور
  • علامت سوت قابل حمل
  • قابل
  • قابل اتساع
  • قابل احتراق
  • قابل ارتجاع
  • قابل استیناف
  • قابل اطمینان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات