معانی کلمه : قن
لغت نامه دهخدا
قن . [ ق ُن ن ] (اِخ ) بزعم سمعانی نام دهی است و گروهی از محدثان بدان منسوبند. (از معجم البلدان ).
قن . [ ق ِن ن ] (اِخ ) دهی است در دیار فزاره . ابومحمد اعرابی این کلمه را به ضم قاف روایت کند. (از معجم البلدان ).
فرهنگ فارسی
دهی است در دیار فزاره . ابو محمد اعرابی این کلمه را بضم قاف روایت کند .
گویش مازنی
۱به رعایایی می گفتند که در گذشته با زمین خرید و فروش می شدند ...
/ghen/ به رعایایی می گفتند که در گذشته با زمین خرید و فروش می شدند - دفینه ای که صاحب آن شناخته شده و مکان آن مشخص باشد
