قمری . [ ق ُ ] (ص نسبی ) نسبت است به قُمر شهری در مصر. (از معجم البلدان ). رجوع به قمر شود.
قمری . [ ق ُ ] (اِ) (پرده ٔ...) نام یکی از پرده های موسیقی است . (یادداشت مؤلف ). رجوع به قمر و آهنگ شود.
محاسبهشده براساس گردش انتقالی ماه: سال قمری.
پرندهای خاکیرنگ و کوچکتر از کبوتر با سر کوچک، گردن کشیده، و نوک باریک؛ یاکریم؛ موسیکوتقی.
(قُ) [ ع . ] (اِ.) فاخته .
(قَ مَ) [ ع . ] (ص نسب .) منسوب به قمر، ماهی . ؛ سال ~سالی که طبق دوازده ماه قمری (گردش انتقالی ماه ) حساب شود.
تکیه ای: qomri
طاری: qomri
طامه ای: qomri
طرقی: qomri
کشه ای: qomri
نطنزی: qomri
صلصل، طوقی، فاخته، کوکو