قلیل. [ ق َ ] ( ع ص ) پست قامت لاغر. || کم و اندک. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). یسیر. نزر. واحد و جمع در این یکسان بود. ( مهذب الاسماء ). ج ، قلیلون و اَقِلاّء و قُلَل و قُلُلون. ( منتهی الارب )( اقرب الموارد ): و اذکروا اذ انتم قلیل. ( قرآن 26/8 ) و قولهم لم یترک قلیلاً و لاکثیراً. ( منتهی الارب ).زان جمال و بها که بود ترانیست با تو کنون قلیل و کثیر.ناصرخسرو.- آب قلیل ؛ فقها در کتب فقهی آب ر...
فرهنگ عمید
کم، اندک.
فرهنگ معین
(قَ ) [ ع . ] (ص . ) ۱ - کم ، اندک . ۲ - نادر، کمیاب .
[ویکی الکتاب] معنی قَلِیلٍ: کم - اندکمعنی یُصْبِحُنَّ: قطعاً به شکل ...در آیند-قطعاً به حالتِ ...در آید (عبارت "قَالَ عَمَّا قَلِیلٍ لَیُصْبِحُنَّ نَادِمِینَ " یعنی :خدا فرمود: همانا پس از اندک زمانی پشیمان میشوند)معنی أَحَدٍ: یکی- یکتا (کلمه احد صفتی است که از ماده وحدت گرفته شده ، همچنان که کلمه واحد نیز وصفی از این ماده است ،ولی بین احد و واحد فرق است ، "احد" آن یکی است که دومی ندارد چه در ذهن ...