قلماش. [ ق ُ ] ( ص ) به معنی هرزه و بیهوده و یاوه و نامعقول باشد. ( برهان ). فرهنگ رشیدی بروایتی به اتکاء دو بیت ذیل از مولوی : بند کن مشک سخن پاشیت راوا مکن انبان قلماشیت را.( مثنوی چ نیکلسن ج 2 ص 54 و چ علاءالدوله ج 4 ص 425 ).خمش کن تا که قلماشیت گویم ولکن لاتطالبنی بمعناه.مولوی ( دیوان ص 378 ).اصل را جمله ٔعربی قل ماشئت دانسته و برخی از معاصران نیز بر همین عقیده رفته اند و بیت ذیل از سنایی مؤی...