معانی کلمه : قلفه
لغت نامه دهخدا
قلفة. [ ق َ ف َ ] (ع اِ) آوندهای بحرانی پر از خرما و جز آن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
قلفة. [ ق َ ف َ ] (ع مص ) برداشتن گل سر خم را. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به قَلف شود.
فرهنگ عمید
پوست سر آلت تناسلی مرد که در عمل ختنه بریده می شود.
فرهنگ فارسی
فرهنگستان زبان و ادب
[علوم سلامت] ← پیش پوست
