قفیز. [ ق َ ] ( معرب ، اِ )یکصدوچهل وچهار گز از زمین. ( منتهی الارب ) ( فرهنگ نظام از منتخب اللغة ). من الارض ، قدر ماءة و اربع و اربعین ذراعاً. ( اقرب الموارد ). این لفظ در تکلم ایران هست لیکن معنی عامی ندارد بلکه در هر ولایتی مقداری است. ( فرهنگ نظام ). ج ، اَقْفِزة، قُفْزان. || پیمانه ای است به قدر هشت مکوک. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). پیمانه ای است مقدار دوازده صاع و هر صاع هشت رطل باشد ...
فرهنگ عمید
۱. پیمانهای معادل ۱۲ صاع. ۲. واحد اندازهگیری سطح برابر با ۱۴۴ گز. 〈 پُرآمدن قفیز: [قدیمی، مجاز] بهسر آمدن عمر: ◻︎ همان گر نیاید نخوانَمْش نیز / که گر زاین یکی را پُر آید قفیز (فردوسی: ۵/۲۳۷).
۱. پیمانه ای معادل ۱۲ صاع.۲. واحد اندازه گیری سطح برابر با ۱۴۴ گز.* پُرآمدن قفیز: [قدیمی، مجاز] به سر آمدن عمر: همان گر نیاید نخوانَمْش نیز / که گر زاین یکی را پُر آید قفیز (فردوسی: ۵...
فرهنگ معین
(قَ فِ ) [ معر. ] (اِ. ) ۱ - پیمانه . ۲ - واحدی برای اندازه گیری زمین تقریباً برابر با ۱۵٠٠ متر.
دانشنامه آزاد فارسی
قَفیزمقیاس قدیمی ظرفیت، که مقدار آن برحسب زمان و مکان بسیار متفاوت بوده است. قدیمی ترینِ آن قفیز حجاج است که معادل صاع نبی یعنی ۳,۶۸۵ لیتر در نظر گرفته می شد. نیز مقیاس قدیمی مساحت زمین های کشاورزی، که معادل یک دهم جریب قدیم (هر جریب۱۵۹۲ متر مربع) بوده است.wikijoo: قفیز...
فرهنگ فارسی
پیمانه، پیمانهای معادل ۱۲ صاع، مقداریکصدوچهل وچهارگزاززمین، کفیز، کویز( اسم ) ۱ - واحد وزن که در اعصار و ازمنه مختلف متغیر بود : الف - واحد وزن معادل نود رطل عراقی و مساوی هشت مکوکه و هموزن بیست و چهار کیله . ب - ۱۶ رطل ۱ /۱۶ قفیز شیراز. پ - در اصطخر نصف قفیز شیراز . ت - در بیضا ۳ /۲٠ ( اصطخری ) و بقولی ۱ /۴( ابن حوقل ) بزرگتر از قفیز اصطخر ث - در کامفیروز ۲ /۵ قفیز بیضا . ج - در ارجان ۱ /۴ بزرگتر...