Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : قفا خوردن

تلفظ بین المللی : /q1afˈɑ xˈordan/ تلفظ :‌ [q1af'A x'oRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • قفا
  • قفا خاریدن
  • قفا دریدن
  • قفا کردن
  • قفا گاه
  • قفا رفتن زبان
  • قفا برنهادن
  • قفا نبک
  • قفا نمودن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

قفا خوردن. [ ق َ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) پی گردنی خوردن. پس گردنی خوردن. ضرب دیدن. آسیب دیدن : گدائی که از پادشه خواست دخت قفا خورد و سودای بیهوده پخت.سعدی.از آن تیره دل مردصافی درون قفا خورد و سر برنکرد از سکون.سعدی.دگر هرکه بربط گرفتی به کف قفا خوردی از دست مردم چو دف.سعدی.به خردی بخورد از بزرگان قفاخدا دادش اندر بزرگی صفا.سعدی.قفا خورند و ملامت کشند و خوش باشندشب فراق به امّید بامدادوصال....

فرهنگ فارسی

( مصدر ) پس گردنی خوردن : نرود پیش کار رسوایی از ملامت اگر قفا نخورد .

کلمات مرتبط

  • قفا
  • قفا خاریدن
  • قفا دریدن
  • قفا کردن
  • قفا گاه
  • قفا رفتن زبان
  • قفا برنهادن
  • قفا نبک
  • قفا نمودن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات