معانی کلمه : قضاء
لغت نامه دهخدا
قضاء. [ ق َض ْ ضا ] (ع مص ) به حاجت کسی رسیدن و روا کردن . (منتهی الارب ).
فرهنگ معین
(قَ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) به جا آوردن ، گزاردن . ۲ - داوری کردن . ۳ - (اِ. ) حکم ، فرمان . ۴ - سرنوشت ، تقدیر.
دانشنامه آزاد فارسی
دانشنامه اسلامی
[ویکی شیعه] قضاء (ابهام زدایی). قضاء ممکن است به یکی از موارد ذیل اشاره داشته باشد:
wikishia: قضاء_(ابهام_زدایی)
