معانی کلمه : قصص
لغت نامه دهخدا
قصص . [ ق َ ص َ ] (ع مص ) قَص ّ. (اقرب الموارد). رجوع به قَص ّ شود.
قصص . [ ق ِ ص َ ] (ع اِ) ج ِ قِصّة. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به قصة شود.
فرهنگ عمید
۱. = قصه
۲. بیست وهشتمین سورۀ قرآن کریم، مکی، دارای ۸۸ آیه.
۲. بیست وهشتمین سورۀ قرآن کریم، مکی، دارای ۸۸ آیه.
فرهنگ معین
(قِ صَ ) [ ع . ] (اِ. ) جِ قصه .
فرهنگ فارسی
جمع قصه
( اسم ) جمع قصه حکایت ها افسانه ها : و اشعار متقدمان در قصص و مغازی برین معنی ناطقست .
جمع قصه
( اسم ) جمع قصه حکایت ها افسانه ها : و اشعار متقدمان در قصص و مغازی برین معنی ناطقست .
جمع قصه
