معانی کلمه : قشیری
لغت نامه دهخدا
قشیری . [ق ُ ش َ ] (اِخ ) ابونصر. رجوع به ابونصر قشیری شود.
قشیری . [ ق ُ ش َ ] (ص نسبی ) نسبت است به قشیربن خزیمةبن مالک بن سلامان بن اسلم بن افصی . (لباب الانساب ). رجوع به قشیربن خزیمة... شود.
فرهنگ فارسی
ابوالقاسم عبدالکریم بن هوازن بن عبدالملک از بزرگان صوفیه در قر. ۴ ه. ( و. ۳۷۶- ف. نیشابور ۴۶۵ ه ق . ) وی شیخ خراسان بود و در نیشابور اقامت داشت و مورد تکریم الب- ارسلان بود . اوراست : [الرساله القشریه ] در تصوف و تفسیر القر آن در تفسیر.
مسلم بن حجاج بن مسلم بن ورد بن کرشان حافظ نیشابوری مکنی به ابو الحسین یا ابوالحسن از بزرگان محدثان و حفاظ عامه است .
مسلم بن حجاج بن مسلم بن ورد بن کرشان حافظ نیشابوری مکنی به ابو الحسین یا ابوالحسن از بزرگان محدثان و حفاظ عامه است .
