معانی کلمه : قشیب
لغت نامه دهخدا
قشیب . [ ق َ ] (اِخ ) قصری است عجیب در یمن که شرحبیل بن یحصب آن را ساخت . علقمةبن مرثد در شعر خود از آن یاد کرده است . (از معجم البلدان ). کوشکی است به یمن . (منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
قصری است عجیب در یمن که شرحبیل بن یحصب آنرا ساخت . علقمه بن مرثد در شعر خود از آن یاد کرده است .
