خوشگل، زیبا، خوشنما ( صفت ) زیبا نیکو : زی فرنگستان سه کرت شاه ایران راند خنگ - خواست تا ایران شود همچون فرنگستان قشنگ . ( بهار ۱٠٠ : ۲ )
اصطلاحات
معنی اصطلاحات عامیانه و امروزی -> قشنگوقتی کسی مدام در حال اشتباه کردن و دچار برداشت های اشتباه از چیزی باشد به تمسخر و تذکر او را با این واژه صدا می زنند که تاکید و هشداری باشد برای این که طرف مقابل را متوجه اشتباه بودن حرف هایش بکنند. مثال: قشنگ ! این چیزی که تو می گویید معنی اش این می شود نه آن. نمونه ی مترادف با این واژه؛ مشنگ، هوشنگ، مجید جان دلبندم، پسرم و امثال آن ها است....