کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : قشلاق کردن
تلفظ بین المللی :
/q1ˈeʃlɑq1 kˈardan/
تلفظ :
[q1'eSlAq1 k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
قشلاق کرانلو
قاچاق کردن
قبلا اخطار کردن
قبلا اعلام کردن
قبلا اماده کردن
قبلا انتخاب کردن
قبلا بدل کسی اثر کردن
قبلا تصور کردن
قبلا تعیین کردن
لغت نامه دهخدا
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
قشلاق کردن. [ ق ِک َ دَ ] ( مص مرکب ) تشتی. تشتیه. مقابل ییلاق کردن.
مترادف و متضاد
winter
(فعل)
قشلاق کردن، زمستانرا بر گذار کردن
کلمات مرتبط
قشلاق کرانلو
قاچاق کردن
قبلا اخطار کردن
قبلا اعلام کردن
قبلا اماده کردن
قبلا انتخاب کردن
قبلا بدل کسی اثر کردن
قبلا تصور کردن
قبلا تعیین کردن
نظرات