Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : قشلاق جوب

تلفظ بین المللی : /q1ˈeʃlɑq1 dʒˈuːb/ تلفظ :‌ [q1'eSlAq1 dZ'u:b]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • قشلاق قراوغلی جبار
  • قشلاق
  • قشلاق ازبک
  • قشلاق اسکانلو
  • قشلاق افغانان
  • قشلاق اقااسماعیل
  • قشلاق الوچه
  • قشلاق امیر
  • قشلاق امیرمحترم
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

قشلاق جوب. [ ق ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان ییلاق بخش حومه شهرستان سنندج واقع در 41 هزارگزی شمال خاوری سنندج و 3 هزارگزی قلعه فولاد. موقع جغرافیایی آن تپه ماهورو هوای آن سردسیری است. سکنه آن 150 تن است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان قالیچه و جاجیم و گلیم بافی است. راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

فرهنگ فارسی

دهی از دهستان ییلاق بخش حومه شهرستان سنندج واقع در ۴۱ هزار گزی شمال خاوری سنندج و ۳ هزار گزی قلعه فولاد . موقع جغرافیایی آن تپه ماهور و هوای آن سردسیری است .

کلمات مرتبط

  • قشلاق قراوغلی جبار
  • قشلاق
  • قشلاق ازبک
  • قشلاق اسکانلو
  • قشلاق افغانان
  • قشلاق اقااسماعیل
  • قشلاق الوچه
  • قشلاق امیر
  • قشلاق امیرمحترم
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات