Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : قشقره

تلفظ بین المللی : /q1aʃq1ˈareː/ تلفظ :‌ [q1aSq1'aRe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی
  • قاقره
  • قرقره
  • قشاره
  • قشاره الکندر
  • قشره
  • قشقر اتابکی
  • قشقرق
  • قشقشه
  • قهقره
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

قشقره. [ ق ِ ق ِ رَ / رِ ] ( از ترکی ، اِ ) قشقرق. رجوع به قشقرق شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) جار و جنجال داد و فریاد . یا قشقرق بر پا کردن . جنجال کردن داد و فریاد کردن .یا قشقرق راه انداختن . جنجال بر پا کردن الم شنگه راه انداختن .

دانشنامه عمومی

زاغ بیشه ، کشکرک


کلمات مرتبط

  • قاقره
  • قرقره
  • قشاره
  • قشاره الکندر
  • قشره
  • قشقر اتابکی
  • قشقرق
  • قشقشه
  • قهقره
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات