Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ قشبری

تلفظ بین المللی : /q1aʃbˈari/ تلفظ :‌ [q1aSb'aRi]
لغت نامه دهخدا
  • رساله قشیریه
  • ساختمان قنبری
  • اینه قبری
  • علی قشیری
  • علی قنبری
  • عماره ٔ قشیری
  • قاضی قشیری
  • قبری
  • قبریان
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

قشبری . [ ق ُ ش ُ ری ی ] (ص نسبی ) نسبت است به قشبرة. (معجم البلدان ). رجوع به قشبرة شود.

قشبری . [ ق ُ ش ُ ] (اِخ ) علی بن محمدبن احمد انصاری ، مکنی به ابوالحسن . از محدثان است . وی حدیث را در شهر اصفهان از ابوالفتوح اسعدبن محمودبن خلف عجلی و محمدبن زید کرانی فراگرفت و در بخارا و سمرقند خود حدیث گفت . در هندسه نیز وقوف داشت . در شهر سمرقند وفات یافت . (مع...

کلمات مرتبط

  • رساله قشیریه
  • ساختمان قنبری
  • اینه قبری
  • علی قشیری
  • علی قنبری
  • عماره ٔ قشیری
  • قاضی قشیری
  • قبری
  • قبریان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات