Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : قسیس

تلفظ بین المللی : /q1ˈessis/ تلفظ :‌ [q1'essis]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • آذان القسیس
  • اذان القسیس
  • اذن القسیس
  • قسیسین
  • قسیسون
  • قسیسیه
  • افراییم سوری قدیس
  • البان قدیس
  • البرت کبیر قدیس
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

قسیس . [ ق ُ س َ ] (اِخ ) موضعی است . (منتهی الارب ).

قسیس . [ ق ُ س َ ] (اِخ ) نام جد عبداﷲبن یعقوب محدث است . (منتهی الارب ).

قسیس . [ ق ِس ْ سی ] (معرب ، اِ) کشیش . مهتر ترسایان و دانشمند آنها. (منتهی الارب ). رتبه ای است بعد ازاسقف و قبل از شماس . قُس ّ. (اقرب الموارد). رجوع به قُس ّ شود. ج ، قسیسون (اقرب الموا...

فرهنگ عمید

مرد روحانی مسیحی.

فرهنگ معین

(قِ سُِ ) [ معر. ] (ص . ) کشیش ، مهتر ترسایان .

فرهنگ فارسی

مردروحانی مسیحی، کشیش
کشیش ترسایان روحانی مسیحی : بشناس امام و مسجد را آنگه قسیس را نکوه و چلیپا را . جمع : قسیسون قساوسه .
نام جد عبدالله بن یعقوب محدث است

کلمات مرتبط

  • آذان القسیس
  • اذان القسیس
  • اذن القسیس
  • قسیسین
  • قسیسون
  • قسیسیه
  • افراییم سوری قدیس
  • البان قدیس
  • البرت کبیر قدیس
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات