Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ قساحه

تلفظ بین المللی : /q1asˈɑheː/ تلفظ :‌ [q1as'Ahe:]
لغت نامه دهخدا
  • قاحه
  • قسامه
  • قساءه
  • قسابه
  • قساح
  • قساهیو
  • قساوه
  • قسوحه
  • قحاحه
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

قساحة. [ ق َ ح َ ] (ع مص ) سخت گردیدن . قُسوحة. گویند: قسح الشی ٔ قساحةً و قسوحة. || تافتن . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به قسوحة شود. گویند: قسح الحبل ؛ فتله . (اقرب الموارد). || بسیار شدن انتشار نره . گویند: قسح الرجل ؛ بسیار شد انتشار نره ٔ او. (منتهی الارب ). بسیار شدن نعوظ نره . (ناظم الاطباء).

( قساحة ) قساحة. [ ق َ ح َ ] ( ع مص ) سخت گردیدن....

کلمات مرتبط

  • قاحه
  • قسامه
  • قساءه
  • قسابه
  • قساح
  • قساهیو
  • قساوه
  • قسوحه
  • قحاحه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات