قریة. [ ق ُ رَی ْ ی َ ] (اِخ ) موضعی است در نواحی مدینه که در شعر ا...
فرهنگ عمید
آبادی بزرگی که دارای خانه های بسیار و مزارع باشد روستا، ده.
فرهنگ معین
(قَ یِ ) [ ع . قریة ] (اِ. ) ۱ - ده ، دهکده . ۲ - شهر. ج . قری .
فرهنگ فارسی
ده، روستا، آبادی بزرگ باخانه های بسیارومزارع ( اسم ) ۱ - ده روستا : و از آنجا روان شده بقرب قریه آدینه مسجد نزول فرمود ۲ - شهری کوچک جمع : قری . یکی از مشهورترین روستاهای یمامه است که در جنگ مسیلمه و خالد بن ولید در صلح خالد بن ولید در نیامد .
دانشنامه عمومی
قریه (یمن). قریه به عربی ( اَلقَریَة )، روستایی است در عزلهٔ (بنی القرض)، در ناحیهٔ (المسلون العلیا)، از توابع استان مَحویت در کشور یمن در شبه جزیره عربستان. جمعیت آن ۱۴۱ نفر (۶ خانوار) می باشد.المقحفی، ابراهیم، احمد ، (مُعجَم المُدُن وَالقَبائِل الیَمَنِیَة) ، منشورات دار الحکمة، صنعاء، چاپ وانتشار سال ۱۹۸۵ میلادی به (عربی) .wiki: قریه (یمن)...
مترادف و متضاد
village(اسم)
قصبه، دهکده، ده، روستا، قریه
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی قَرْیَةٍ: آبادیمعنی قُرَی: آبادیها ( جمع قریة)معنی قَرْیَتِکَ: آبادی تو - قریه ی تومعنی نَّصَارَیٰ: مسیحیان(از حضرت رضا (علیهالسلام) پرسیده شد : چرا نصاری را نصاری نامیدند ؟ فرمود : چون ایشان از اهل قریهای بودند ، بنام ناصره ، که یکی از قراء شام است ، که مریم و عیسی بعد از مراجعت از مصر ، در آن قریه منزل کردند )معنی نَصْرَانِیّاً: مسیحیت (از حضرت رضا (علیهالسلام) پرسیده شد : چرا...