Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ قریحی

تلفظ بین المللی : /q1arˈihi/ تلفظ :‌ [q1aR'ihi]
لغت نامه دهخدا
  • شاوه قریتین
  • علی قریمی
  • قاضی قریشی
  • قراحی
  • قراحیتان
  • قراحیه
  • قرحی
  • قریبی
  • قریح
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

قریحی . [ ق َ ] (ص نسبی ) نسبت است به قریح بن منخل بن ربیعةبن قبیصة، و آن تیره ای است از سامةبن لؤی . (اللباب فی تهذیب الانساب ).

قریحی . [ ق َ ] (اِخ ) خالدبن ربیعةبن قطن بن قریح . از نامداران تیره ٔ قریحی است . وی به دست منصور به قتل رسید. (از اللباب فی تهذیب الانساب ).

قریحی. [ ق َ ] ( ص نسبی ) نسبت است به قریح...

کلمات مرتبط

  • شاوه قریتین
  • علی قریمی
  • قاضی قریشی
  • قراحی
  • قراحیتان
  • قراحیه
  • قرحی
  • قریبی
  • قریح
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات