Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : قرنطین

تلفظ بین المللی : /q1arˈantin/ تلفظ :‌ [q1aR'antin]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • قرنطینه
  • لنگرگاه قرنطینه
  • خط قرنطینه
  • در قرنطینه نگاهداشتن
  • قرنطینه کردن
  • محل قرنطینه
  • ذات قرنین
  • سد ذی القرنین
  • قانطین
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

قرنطین. [ ق َ رَ ] ( معرب ، اِ ) قرنطینه. رجوع به قرنطینه شود.

فرهنگ فارسی

قرنطینه، ایستگاه بهداشتی، محلی درمرزکشورکه مسافران در آنجامایه کوبی شوند
( اسم ) جایی که در آن مسافرانی را که از سر زمینی وارد می شوند که در آنجا بیماریی مانند ساری وبا و طاعون شیوع دارد مدت چند روز نگهداری می کنند .

کلمات مرتبط

  • قرنطینه
  • لنگرگاه قرنطینه
  • خط قرنطینه
  • در قرنطینه نگاهداشتن
  • قرنطینه کردن
  • محل قرنطینه
  • ذات قرنین
  • سد ذی القرنین
  • قانطین
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات