کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه قرعه-کشیدن | کلماتور
معانی کلمه : قرعه کشیدن
تلفظ بین المللی :
/q1ˈorʔeː keʃˈidan/
تلفظ :
[q1'oR?e: keS'idan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
قرعه
قرعه افتادن
قرعه افکندن
قرعه انداختن
قرعه زن
قرعه کشی
قرعه کشی مسابقات انتخابی
قرعه اندازی
قرعه دستی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
قرعه کشیدن. [ ق ُ ع َ / ع ِ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) قرعه زدن. پشک انداختن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) قرعه انداختن .
مترادف و متضاد
draw
(فعل)
نزدیک کردن، بیرون کشیدن، کشیدن، قرعه کشیدن، طرح کردن، دریافت کردن، گرفتار کردن، رسم کردن، منقوش کردن، طراحی کردن
ballot
(فعل)
با ورقه رای دادن، قرعه کشیدن
کلمات مرتبط
قرعه
قرعه افتادن
قرعه افکندن
قرعه انداختن
قرعه زن
قرعه کشی
قرعه کشی مسابقات انتخابی
قرعه اندازی
قرعه دستی
نظرات