Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : قرحی

تلفظ بین المللی : /q1ˈarhi/ تلفظ :‌ [q1'aRhi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • قرحیا
  • قرحیاء
  • ذات قرنین
  • ذوی القربی
  • ذی القربی
  • ام القری
  • ربیعه القرشی
  • التهاب قرنیه
  • روش قرصی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

قرحی. [ ق َ حا ] ( ع ص ) خالص و بی آمیغ از هر چیزی. || ( ص ، اِ ) ج ِ قریح. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

خالص و بی آمیغ از هر چیزی . جمع قریح .

کلمات مرتبط

  • قرحیا
  • قرحیاء
  • ذات قرنین
  • ذوی القربی
  • ذی القربی
  • ام القری
  • ربیعه القرشی
  • التهاب قرنیه
  • روش قرصی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات